يه روز صبح يه پيرزنه ميره كلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز كرده
افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي
پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از كجا فهميدي بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح كه بيدار شدم ديدم جيگرم خنك شده
--------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي
--------------------------------------
يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينكه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي
خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيركاكائو مي خواستي ما نمي دونستيم
-----------------------------------------------
آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه كرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد
![]()
بنر سایت baner site 60*468 بنر سایت 2 baner site2
![]()
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: تک مطلب های خنده دار ، قسمت (3) ، ،
برچسبها:

















































